مصاحبه با منتخب جایزه اهوازی، دکتر فاطمه مرتضوی

دکتر فاطمه مرتضوی، دانشآموخته دکتری مهندسی کامپیوتر (گرایش هوش مصنوعی و رباتیک) دانشگاه تهران، با ارائه پژوهشی پیشرو در زمینه «عملکرد حافظه کاری فضایی»، موفق به دریافت جایزه معتبر اهوازی شد. در دوازدهمین دوره این رویداد (۱۴۰۴)، کمیته داوران انجمن علوم اعصاب ایران با حمایت ستاد علوم شناختی، پس از ارزیابیهای دقیق، جوایز این دوره را به سه پژوهشگر برتر زیر ۳۵ سال اعطا کرد. این جایزه که به یاد پزشک بزرگ ایرانی قرن چهارم هجری، «علیبن عباس مسعودی اهوازی» نامگذاری شده، نماد تخصص و نوآوری در حوزههای علوم اعصاب و شناخت است.
در ادامه، مشروح گفتوگو با ایشان را میخوانید.
سوال اصلی شما در این مطالعه چه بود و چه فرآیندی را طی کردید؟
هدف ما بررسی تأثیر مؤلفههای شناختی بر عملکرد افراد در بازیهای حافظهمحور بود. بهطور خاص، میخواستیم بدانیم آیا «حرکت آزادانه چشم» در مرحله به خاطر سپاری، دقت حافظه فضایی را بهبود میبخشد یا خیر.
در این آزمایش، شرکتکنندگان موقعیت خانههایی را در یک شبکه ششضلعی حفظ میکردند. ما عملکرد آنها را در دو حالت «نگاه ثابت» و «حرکت آزاد چشم» مقایسه کردیم. همزمان با ثبت دقت و زمان، از شاخصهای ردیابی چشم و قطر مردمک برای سنجش دقیق «بار شناختی» استفاده شد. نتایج نشان داد که نوع حرکت چشم و راهبردهای بازپخش ذهنی، نقشی کلیدی در کارایی حافظه دارند.
نقطه تمایز کار شما نسبت به پژوهشهای گذشته چیست و این تحقیق چه ارزش افزودهای برای دانش علوم اعصاب دارد؟
نوآوری اصلی ما ارائه یک نگاه یکپارچه و چندبعدی است. برخلاف مطالعات قبلی که عواملی مثل تعداد محرک یا چیدمان را جداگانه بررسی میکردند، ما تأثیر همزمان این عوامل را در کنار «راهبردهای انتخاب فرد» تحلیل کردیم.
علاوه بر این، برای نخستین بار این یافتهها را در چارچوب تنظیم پویای دشواری Dynamic Difficulty Adjustment (DDA) بهکار گرفتیم. این رویکرد به ما اجازه میدهد دشواری یک تکلیف را نه صرفاً بر اساس تعداد محرک، بلکه بر اساس ویژگیهای شناختی و رفتاری کاربر تعریف کنیم.
از نظر نظری، ثابت کردیم حافظه کاری فضایی، یک مخزن ایستای اطلاعات نیست، بلکه فرآیندی فعال و متأثر از تعامل ادراک بصری و حرکات چشمی است. از منظر کاربردی، این یافتهها زیربنای علمی لازم برای طراحی بازیهای شناختی «فردمحور» را فراهم میکند. با در نظر گرفتن راهبردهای ذهنی کاربران، میتوان سیستمهایی طراحی کرد که سطح دشواری را بهصورت هوشمند تنظیم کرده و اثربخشی آموزش و درگیری ذهنی کاربر را به حداکثر برسانند.

از راست: دکتر منوچهر مرادی (استاد راهنما)، دکتر فاطمه مرتضوی، دکتر عبدالحسین وهابی (استاد راهنما)
در طول این مسیر با چه موانعی روبهرو شدید و برنامه شما برای آینده این طرح چیست؟
یکی از چالشهای مفهومی، سنجش دقیق دشواری تکلیف بود که با رویکردی چندبعدی مدیریت شد؛ زیرا دشواری صرفاً به تعداد محرکها محدود نمیشود و عواملی مانند چیدمان و راهبردهای شناختی در آن نقش دارند. از نظر فنی و اجرایی نیز، هماهنگسازی دادههای رفتاری با ردیابی چشم و کنترل متغیرهایی مانند نگاه ثابت، نیازمند طراحی دقیق پروتکل آزمایش، مدلهای آماری آمیخته و آموزش اولیه شرکتکنندگان بود.
گام بعدی ما، توسعه سامانههای هوشمند تنظیم دشواری و ارتقای عاملهای شبهانسانی (Human-like Agents) است. این مدلهای رایانهای که رفتار انسان را شبیهسازی میکنند، میتوانند بهعنوان هسته مرکزی در بازیهای شناختی تطبیقی عمل کنند.
اولویتهای پژوهشی دهه آینده را چه میبینید و این طرح چه تأثیری بر درمان بیماریها خواهد داشت؟
تصور میکنم در سالهای پیش رو، پژوهشهای میانرشتهای که علوم اعصاب را با یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی ترکیب میکنند، به اولویت اول تبدیل شوند. این رویکرد امکان مدلسازی دقیقتر مغز و شخصیسازی مداخلات درمانی را فراهم میکند. برای پیشرفت این حوزه در کشور، توسعه زیرساختهای آزمایشگاهی مجهز (مثل تجهیزات ثبت فعالیتهای عصبی و تصویربرداری) و تقویت همکاریهای بینرشتهای میان مهندسان، روانشناسان و متخصصان علوم داده، حیاتی است.
در همین راستا، چارچوب ما میتواند در ۵ سال آینده به ابزاری برای غربالگری سریع اختلالاتی مانند ADHD تبدیل شود. با شناخت محدودیتهای شناختی هر فرد، میتوان تمرینهای شخصیسازیشدهای طراحی کرد که تمرکز و حافظه را در زندگی روزمره بهبود بخشد. همچنین، استفاده از شبیهسازهای شبهانسانی، ارزیابی اثربخشی درمانها را بدون نیاز به آزمونهای مکرر بر روی داوطلبان انسانی، با دقت و سرعت بالاتری امکانپذیر میسازد.
دریافت این جایزه چه معنایی برای شما دارد و چه توصیهای برای پژوهشگران جوان دارید؟
دریافت جایزه معتبر اهوازی برای من تجربهای الهامبخش و تأییدی بر اهمیت مسیر علمیِ انتخابشده بود. این موفقیت، علاوه بر ایجاد انگیزهای مضاعف، مسئولیت مرا در ارائه نتایج دقیق و کاربردی برای پروژههای آتی دوچندان میکند.
به پژوهشگران جوان توصیه میکنم همواره «کنجکاوی علمی» را اولویت خود قرار دهند و از مواجهه با چالشها نهراسند؛ چراکه پژوهشهای ارزشمند، همواره با صبر و پشتکار به ثمر میرسند. همچنین بسیار مهم است که در کنار تولید علم، همواره به دنبال ایجاد «ارزش واقعی» و کاربردی کردن یافتههای خود برای حل مشکلات جامعه باشند.

نظر شما :